۱۳۸۹ آذر ۱۷, چهارشنبه

وصیت نامه بسیار زیبای وحشی بافقی به زبان شعر



" روز مرگم، هر که شیون کند از دور و برم دور کنید
همه را مســــت و خراب از مــــی انــــگور کنیـــــد




مزد غـسـال مرا سیــــر شــــرابــــــش بدهید
مست مست از همه جا حـــال خرابش بدهید




بر مزارم مــگــذاریــد بـیـــاید واعــــــظ
پـیــر میخانه بخواند غــزلــی از حــــافـــظ




جای تلقــیـن به بالای سرم دف بـــزنیـــد
شاهدی رقص کند جمله شما کـــف بزنید




روز مرگــم وسط سینه من چـــاک زنیـد
اندرون دل مــن یک قـلمه تـاک زنـیـــــــد




روی قــبـــرم بنویـسیــد وفــــادار برفـــت
آن جگر سوخته خسته از این دار برفــــت"ء







 




Reply Reply All Forward Forward

۱۳۸۹ آذر ۱۲, جمعه

شرح وظایف پلیس ایران : گرفتن جان با چاقو در خیابان آزاد ولی گرفتن حق در خیابان را با گلوله پاسخ دهید

به آنان که هر روز در رسانه ملی  در حال خط ونشان کشیدن برای مردم خودشان هستند توصیه میکنیم لطفا سری به دفترچه  شرح وظایف پلیس بزنید زیرا با توجه به جنایت میدان کاج که قاتل با سلاح سرد مقتول را زخمی کرده بود و در بالای سرش حضور داشت تا جان بدهد پلیس نیز در صحنه بود و هیچ عکس العملی از خود نشان نداد و به احترام قاتل تا پایان جان دادن مقتول با قاتل مماشات نمود  فکر کردیم شاید آن پلیس شرح وظایف خود را نمیدانسته و یا اینکه تنها آن پلیس  بوده که کوتاهی کرده است ولی با مشاهده این کلیپ که ظاهرا در کرج اتفاق افتاده وقتی میبینم که در این صحنه نیز پلیس به محض دیدین جنازه از ترس و یا  بر اساس شرح وظایف دنده عقب میرود که حتی صحنه را نبیند  بنده احساس میکنم کسی که متن شرح وظایف نیروی انتظامی را تایپ می کرده است  در اثر اشتباه تایپی شرح وظایف پلیس را وارونه  تایپ نموده است .لذا با جناب آقایان رادان و احمدی مقدم توصیه میشود سری به  شرح وظایف پلیس بزنند قطعا اشتباه تایپی وجود دارد لطفا اصلاح نمایید . لذا متن شرح وظایف که به اشتباه تایپ گردیده بدین شرح است پلیس موظف است چنانچه کسی با سلاح سرد فردی را مجروح نمود با قاتل مماشات نماید تا مجروح به جان به جان آفرین تسلیم نماید. و چنانچه فردی برای گرفتن حق خود به صورت مسالمت آمیز و در سکوت مطلق به خیابان آمد پلیس موظف است با گارد ویژه و انواع و اقسام سلاح گرم از جمله  گازهای سمی شامل : اشک آور فلفل و هرچیزی که دم دستش بود و همچنین انواع سلاح های شلیک کننده از جمله کلاشینکف روسی و  ژ3 و یوزی و ترجیحا سلاح ساخت چین به ملت هموطن خود شلیک و  بازماندگان را به کهریزک منتقل نماید تا چنانچه احتمالا تعدادی در صحنه تظاهرات مسالمت آمیز زنده مانده بودند در کهریزک و به قول آقای رادان کهریزکی شوند . ( برای دیدین کلیپ  صحنه قتل روی تیتر کلیلک کنید)

۱۳۸۹ آذر ۱۱, پنجشنبه

در جام جهانی ۲۰۲۲ قطر مبادا خلیج فارس ما را به نام دیگری به دنیا معرفی کنند.

 در حالی که به ایرانی بودنم مفتخر بودم و سراسر وجودم از اینکه در سرزمین آرش متولد گشته و کورش که ندای آزادی بسیاری از مردم در 2500 سال پیش بود پادشاه سرزمن من بوده است میبالیدم و به هوش سر شار ایرانیان واینکه  نزدیک به نصف کارشناسان رده بالای ناسا ایرانی هستند  به دنیا فخر می فروختم و اصلا به این فکر نبودم که در حال حاضر در چنگال دژخیمانی گرفتارم که نه تنها در زمینه فرهنگ و اندیشه بلکه در زمینه ورزش نیز ما را در حد مفلس ترین کشور های جهان تنزل داده که ناگهان چشمم به خبری در بی بی سی افتاد که با خطی درشت نوشته بود : قطر میزبان 2022 جام جهانی گردید چشمانم سیاه و دنیا به دور سرم چرخید و تمام افتخارات گذشته را فراموش کردم که ناگهان نجوایی در گوشم گفت .ایرانی بی غیرت که در زیر یوغ جمهوری آخوندیسم متحمل بزرگترین اهانتها به فرهنگ و اندیشه ات  هستی : بودم بودم حساب نیست هستم هستم حساب است .  تکانی  به خود بده .!لذا بعد از آن این سوال در ذهن  به گردش درآمد که در جام جهانی 2022 با توجه به اینکه هدایت تبلیغات و معرفی اماکن منطقه در دست دولت قطر است مبادا خلیج فارس ما را به نام دیگری به دنیا معرفی کنند.

۱۳۸۹ آذر ۹, سه‌شنبه

خانم سحر خیزان : قاتل واقعی، لاله و شهلا و افکار عمومی را فدای شهوترانی حیوانی خود نمود و تو از قاتل دخترت تقدیرکردی !

                                                              
روی کلامم به مادر لاله سحر خیزان است تو را به روح دخترت قسم دادیم .تو را به احساس مادرانه ات سوگند یاد نمودیم
و از تو خواستیم که اگر حتی در بد بینانه ترین حالت ممکن که شهلا گناهکارباشد  او را ببخشی و تو شاید احساسی، باز
هم جغد شوم مرگ را سیراب نمودی. خانم  سحر خیزان این جغد شوم سالهاست که بر بام ایران ما بانگ مرگ را تا انتهای
حریم انسانیت فریاد میزند و بدان که تو نیزبه همراه  این موجود شوم آهنگ نابودی را زمزمه کردی .در  چند خط
درخواست قبلی به تو یاد آور شدم که مبادا شهلا بی گناه باشد . حال تو بی گناهی را اعدام نموده ای و قاتلش در چند
قدمی تو جغد گونه بر تو پوزخند می زند . اساسا داماد جنابعالی می تواند پاسخ دهد در زندگی مشترک لاله مظلوم و
ناصر خان نقش شهلا چه بود .؟ چه کسی  احساسات زنانه شهلا را به ملعبه گرفت؟ و او را بر زندگی لاله مستولی کرد؟.
آری خانم سحر خیزان قاتل واقعی که در یک قدمی تو به ما ریشخند می زند جان لاله و شهلا و زندگی تو و جامعه ما را
فدای شهوترانی  خود نمود و تو از قاتل تقدیر نمودی . پس تا آخر عمر در کنار قاتل واقعی دخترت بمان و فرزندی را
که در نو جوانی صندلی از زیر پای انسانی می کشد تا جانی را بستاند را تربیت کن .اگر چه تو به او درس گرفتن جان
و  انتقام را آموختی نه لذت  گذشت و بزرگواری را و لاله تو زینب وار در آن جهان فریاد میکشید که او قاتل نیست و ما
هرگز  صدای زجه و در خواست بخشش او را  نشنیدیم زیر قطعا اگر لاله زنده بود شوهرش را مقصر میدانست که به او و
دو فرزندش خیانت نموده است نه لاله را که یک مرد احساسات و زندگیش را به ملعبه گرفته بود .     .                                                                                                                        
                                                    

مادر لاله سحر خیزان : بخشیدن اینچنین، فقط در توان مادران است .پس مادرانه ببخش !

 به نام آنکه انسان را آفرید و هدیه گذشت و بخشش را در وجودش با امانت نهاد . مادر گرامی لاله : نمی دانم با چه کلماتی خواسته ام را برایت بگویم .می دانم با هر کلمه ای که شروع  نمایم پیش از من افراد دیگری با تو در میان نهاده اند و با هر بار خواست صحنه دهشتناک مرگ فرزندت را در پیش چشمانت خواهی دید و من برای کسی پا را در میان گذاشته ام که در زندگی عملی بس زشت و پلید را مرتکب شده است و شاید هم او نشده باشد . نمی خواهم در مورد زشتی کار او صحبتی بنمایم که ژرفای زشتی  کار او را فقط تو با تمام وجود احساس نموده ای و بس . ولی من با تو صحبت دیگری دارم وآن این است که ما  انسانهای بر دار بسیار دیده ایم .ما جسد های  که سنگسار شده اند را بی شمار دیده ایم دیگر کمتر صبحی است که خبر مرگ انسانی را نشنویم .مادرم مبادا بی گناهی بر دار رود و گناهکاری که برای حس حیوانی لذت طلبی آتشی اینچنین در دامنت بیفروخت  آزادانه بر تو بخندد و لاله ی بی گناه تو در دنیای دیگر رد دندان بر لب داشته باشد . مبادا لاله در بهشت زیر پایش فریاد میزند: مادر او قاتلم نبود پس در این دنیایی که مردان بر زنان می تازند توکه مادری  او را ببخش، و ما صدایش را نمی شنویم   ولی  توآنقدربزرگی که خداوند تو را مادر نامید ، و به این خاطر است که  تو را به حس مادرانه ات و بزرگی روح لاله گون لاله ات  قسم میدهیم   که اگر حتی گناه کار باشد از گناهش در گذری و مادران این مرز وبوم با این عمل تو به بهشت زیر پایشان بنازند .   باشد که ما امضاکنندگان این چند خط در پیمانی به محکمی بخشش مادرانه ات  در جای خالی فرزندت بردگیت را بنماییم  .امیدآنکه  در صبحی دیگر جغدی نحس بر در خانه هایمان خبر مرگ انسانیت را فریاد نزند . وعطر خوش انسانیت از جانب تو هوای شهرمان را بیاراید .

بدانید و آگاه باشید : آلودگی هوا بهانه است می خواهند شهر را امنیتی و سوبسیدها را حذف کنند.



حکایت کنند که ما مردمانی  هستیم که اندر دوران رضا شاه کبیر(که  خدایش بسی  بیامرزاد ) برای
یشبرد  طرح ها ی مملکتی، چون ماشین دودی ، به قیمت چای یک شبه 2 قران افزوده گردید و در پی آن  ما مردمان به خیابانها ریخته و در و دیوار را با سوزن کج فهمی به هم دوختیم.  همچنین در زمان شیخ خندان اگر شیخ با لبخندی بس ملیح 20 تومان ناقابل به قیمت بنزین  بیفزود که  بتواند بودجه این مردم را تامین نماید به تحریک افرادی نا فهم باز چنین کردیم  . ولی در ازمنه هاله نور  در جهت ظهور امام زمان (روحی  له الفدا )قیمت بنزین از 80 تومان به 400 تومان رسید  و همان کج فهمان که در دو  اتفاق تاریخی فوق بانگ واسلاما سردادند در این مورد صم البکم خاموش شدندی،  چون، بهای  بنزین در جهت ظهور حضرتش بسی موثر  همی افتاد . از این روی  حضرتش  در هاله نور به  رئیس دولتمان  که زیباییهای صورتش  شهره هر دو عالمان و صحت تصمیماتشان بر احدی از خلق پوشیده مباد میگوید چرا یک شبه ؟و چرا  درصدی  افزایش ؟ بیا چند شبه و در صدها بر قیمتها بیفزای و حقا  او نیز چنین کرد و بهای بنزین را به  مرور  پنج  برابر همی  کرد و ما همی خر کیف شدیم زیرا   ما را حماری اندیشیده بود  چه زیبا  اندیشیده بود .   حالیه ایشان که از این کلک بر مردم ساده لوح ایران پیروزمند بیرون همی آمد در یک  تصمیم مبارک، نظر به حذف یارانه ها همی داد و برای پیروزی این تصمیم ، کلک قبلی را سوار همی بنمود. عده ای از بادمجان دور قابهای(روحتهن لی الفدا) او بیامدند و او  را همی گفتند مبادا مردم به سبب  کلک قبلی بر موضوع اگاه گردندی و ما را از عرش به فرش رساندندی0 پس  او در شوری دیگر که او بود و معاون برحقش مشایی و یک صندلی  خالی فیمابینشان  از جانب  خداوند تبارک وحی واصل گردید که :زیبا کلا ما  ! این مردم بیش از این خر ند  لذا به میدان شهر برو و فریاد بر آور : وامصیبتا این چه هوای نا پاکی است که مردم بیچاره من بر وجود خویش فرو بردندی !پس  چهار شنبه و پنج شنبه تعطیل  باشد مباداکه بر مردم من که  در سال گذشته همین موقع در خاک و خون همی غلطیدند ! امسال هوای ناپاک به ریه های خود فرو بردندی؟ .و  در این تعطیلی حکومت نظامی برقرار و  یارانه را را برداشته و به گزمه های فرمودندی که هر کس  در باب اعتراض به خیابان آمد از دم تیر گذرانندی .  و ما ...

۱۳۸۹ آذر ۷, یکشنبه

ابراز همدردی یار دبستانی به زبان شعر با محسن سازگارا به مناسبت درگذشت مادرش


در فراغ نگه  حامیت  ای هم آورد 
چون ارس میگریم
کاوه را  او  به من و تو آموخت
              دلش از تفرقه ی  ما بسوخت
او که در مهر و بزرگی نگاهش میگفت
تو  و من  بهر نجات ایران
دست در دست

به یک  نقطه نگاه اندازیم
تا  مبادا که زحاک زمان
بر من و تو بتواند که بلا اندازد
ما همه هم دردیم ،
ما همه هم سازیم
منتظر باش که باهمدیگر،
شر این دشمن ناکار زسر  کم  سازیم