۱۳۹۱ اسفند ۱۵, سه‌شنبه

تیتر خبر صالحی مبنی بر رفع تحریمها تفاوت زیادی با متن خبر دارد .لطفا مواظب جیبتان باشد !



دیروز سر تیتر تمام خبرها مبنی بر برداشتن تدریجی تحریمها بود که علی اکبر صالحی وزیر امور خارجه  نوید آن را داده بود . اما نکته مهم این خبر این بود که مردم ساده لوح ما که اصولا در روزنامه خواندن و خبر خواندن فقط تیتر خبر را میخوانندوبر اساس تیتر خبرها تصمیم های بزرگ میگیرند بلا فاصله اقدام به فروش آن بخش از پس انداز خود که جهت جلوگیری از کاهش ارزش دارایی  به دلار و طلا تبدیل شده بود کردند  .ناگهان در بازار دلار و طلا افت شدید قیمت پیدا کرد و شارلاتانهای دولتی که خزانه بانک مرکزی را خالی از ارز میدیدند بلافاصله اقدام به خرید ارزهای خارجی نزد مردم با قیمت پایین کردند و دوباره قیمت دلار بالا رفت تا باز هم جیب جماعت ساده لوح را زده باشند و مرم بیچاره را بیچاره تر کرده باشند .حال آنکه اگر چه تیتر خبر حکایت از برداشتن تحرمها توسط غرب را به ذهن جاری میکرد ولی متن خبر چیزی جز همان حرفهای قدیمی مبنی بر شناختن راههای دور زدن تحریم و برداشتن اثر تحریم در اثر راهکارهای به سبک احمدی نژاد بود نه برداشتن تحریم توسظ قدرتهای بزرگ جهان . حال این سوال در اذهان باقی میماند که این جماعت تیترخوان چگونه بازیچه دست دولتی ها خواهند شد ؟

۱۳۹۱ اسفند ۱۴, دوشنبه

فراموش نکنیم که احمدی نژاد ما را به مرگ ( دلار 3800 تومان )گرفت تا امروز به تب (دلار 3500 تومان ) هورا بکشیم.



به یاد داریم که در دولت محمد خاتمی زمانی که صحبت از  گران کردن بنزین از بیست تومان به هشتاد تومان بود  عده ای نماینده های مجلس از یک طرف و برادران ارزشی از طرف دیگر فریاد وا اسلاما سردادند که ای وای برما  مردم ستمدیده این سرزمین چگونه این تورم  فشار  اقتصادری را تحمل کنند و نظام  اسلامی ما در خطر قرار خواهد گرفت . همه  میدانستند که این دفاع از مردم  برادران ارزشی و نماینده گان  دلال مجلس  حکایت  حب علی نبود بلکه از بغض  معاویه  چنین فریادی را سردادند . القصه سالهای  نه چندان دور، بعد از خاتمی زمانی که احمدی نژاد بر سر کار آمد   و  همان  افزایش قیمت را  با ضریب هفت  برابر  آن انجام داد و تولید و اقتصاد را شخم زد نه تنها از برادران ارزشی و نماینده های دلال مجلس صدایی بر نخواست  بلکه  او را تشویق هم نمودند چون خود را از آسیبهای آن بری میدیند و خوب میدانستند که این بی نوایان هستند که از این تورم به نوا خواهند رسید نه آنها . خلاصه اینکه  همین ریس جمهور محبوب  نرخ دلار را از هشتصد  تومان به سه هزارو هشتصد تومان رسانید و باز هم صدایی نه از رهبر  شنید ه شد و نه از آشوب گران زمان خاتمی . خلاصه خاتمی را با بد و بیراه بدرقه کردیم  در حالی که امروزه با کاهش قیمت دلار از سه هزارو هشتصد تومان تومان به  سه هزارو پانصد تومان   خوشحالیم . در حالی که فراموش کرده ایم قیمت واقعی دلارهشتصد  تومان است نه سه هزار و پانصد  تومان . النهایه   فراموش نکنیم که احمدی نژاد ما را به مرگ ( دلار سه هزارو هشتصد تومان تومان )گرفت تا امروزه به تب (دلار سه هزارو پانصد تومان )راضی باشیم . و امروز برای کاهش قیمتها هورا بکشیم 

۱۳۹۱ اسفند ۵, شنبه

آیا سکوت ما در مقابل آنچه که امروز بر مهدی خزعلی میگذرد ،مجوزی برای جلو آمدن ج. ا در فردا نیست ؟ سکوت چرا ؟

روزی  در سایت دکتر خزعلی شعری  از دختر دکتر خزعلی خواندم که گله کرده بود که وقتی پدرش گرفتار زندان جمهوری اسلامی گردید هیچ عکس العملی از هیچکس و هیچ گروهی انجام نشده است . 
دیروز عکسی از آنها دیدم که چه غریبانه در کناز زندان اوین تحصن کرده بودند و هیچ کس به یاری آنها نشتافت تا حتی تسلی بخش دل آنها باشد . با خود اندیشیدم که چرا ؟. آیا با هر سکوت در مقابل چنین بی قانونی هایی جمهوری اسلامی قدمی به جلو بر نمی دارد . تا روزی نوبت خود ما باشد . شخصا از روی فرزندان خزعلی خجالت زده هستم . 

شعر زهرا خزعلی :

پدرم وقتی مرد، پاسبان ها همه شاعر بودند(سهراب سپهری)
خوش به حالت سهراب

پدرت وقتی مرد


پاسبان ها،


همه شاعر بودند!


پدرم وقتی رفت


شاعرها ،


همه ساکت بودند


نه صدایی


نه ندایی


نه نوایی!

هیچ کس حرف نزد


من و خواهر


تنها


مویه می کردیم و


جز برادر


هیچ کس یار نبود


پشت و پناه همگ
ی

مادر بود

پدرم تنها رفت


گر چه او دربند استشیر ، شیر است


گر چه در بند بود


شعر من در پاسخ به شعر زهرا خزعلی  

خواهر من زهرا

توکه همنام جگر گوشه احمد هستی

پدرت وقتی رفت
دل من از غم هجران بگرفت
چشم من را همه چون ابر بهاران دیدند
و نگاهم همه یک کوه پر از آتش شد
و به همراه غمت چون یک مشت
گره از بهر دهان و سر هر ناکس شد
خواهر من زهرا
پدرت وقتی رفت چشم ما تا ته انصاف گریست
و نهادی که  سراسر نفراتش همه از مردم بود
جملگی  یکسره در ماتم شد  
خواهر من زهرا
ما همه پیروزیم
چونکه حتما همه ی حق و صداقت  با ماست .

۱۳۹۱ بهمن ۱۷, سه‌شنبه

آیا پرونده تقلب در انتخابات سال 88 نیز برای تهدید رهبر زیر بغل احمدی نژاد قرار دارد ؟



با توجه به اینکه  احمدی نژاد برای  محافظت از خود و یارانش نیاز به گرفتن آتو از تمامی مخالفان خود دارد تا آنها را تهدید نماید و برای نیل به این هدف حتی گفتگوی  برادر یک مسئول برای او به عنوان یک سند جذابتیت دارد به نظر میرسد که او قطعا از خطاهای بزرگتر توسط افراد برزگ هم چشپوشی نمیکند .یکی از این خطاهای بزرگ که میتواند بعنوان یک پرونده برای تهدید رهبر زیر بغل احمدی نژاد قرار گیرد تقلب در انتخابات 88 می باشد . و برای مبرا کردن خود از این پرونده به راحتی میتواند بگوید در این تقلب شرکت کردم چون به من تکلیف شده بود .لذا این پروند قطعا بخشی از پرونده های وی خواهد بود ولی زمان استفاده از آن نامعلوم است که با توجه به پایان دوره ریاست جمهوری وی و آغاز حمله جبهه مقابل انتشار آن پرونده دور نیست . 

۱۳۹۱ بهمن ۱۵, یکشنبه

حالا که گرگها به جان هم افتاده اند بیایید با حمایت از محمود او را در صحنه جنگ نگه داریم چون با اتمام جنگ نگاه گرگ پیروز دوباره متوجه ما خواهد شد

امروز سعی کردم  از دیدگاه دیگری به مسائل سیاسی مملکت ایران نگاه یبندازم . امروز روزهای گذشته را مرور کردم و دیدیم  که ما برای آزادی ایران به تمام راههای دمکراتیک متوسل شدیم .در انتخابات شرکت کردیم و در آن زمان که رای هایمان دزدیده نشد خاتمی را به ریاست قوه مجریه گماردیم ولی آخر به این نتیجه رسیدم که خاتمی هم بله قربانگوی دیگری  بود و عجیبتر آنکه خود نیز به این امر اذعان میکرد .و در نهایت نا چار او را در دانشگاه هو کردیم که چرا مقابل دیکتاتورها مقاومت نکرده است   در مرحله بعد که رای ها دزدیده شد  سرنوشتمان را دزدان  به گروهای احمق چون احمدی نژاد سپردند و باز هم بازنده ما بودیم . امروز با این حرکت احمدی نژاد به یک تفاوت بین او و خاتمی پی بردم و آن این بود که خاتمی هرگز جرات مخالفت با دیکتاتور بزرگ را نداشت ولی احمقی چون محمود این جسارت را دارد و نتیجه نهایی به این صورت حاصل شد که در مشارکت ما در انتخاب سرنوشت ، در خوشبینانه ترین حالت انتخاب اصلاح طلبی چون خاتمی است که بله قربانگوی کس دیگری است که حتی جرات روبرو شدن با او  را هم ندارد ولی برای خلاصی از دیکتاتور بزرگ باید با اسلحه خوشان به جنگ خودشان برویم و آن حمایت از احمدی نژاد است . آری در جنگی که تمامی راههای مبارزه بسته شده است باید مهره ها را چون شطرنج جابجا نمود . ما تمام راهها را آزموده ایم وقتی احمقی چون محمود بدون هیچگونه پشتوانه مردمی اینگونه ریشه های آنها  را میلرزاند پس اگر پشتوانه مردمی داشته باشد با آنها  چه خواهد کرد و  اینجا بود که با خود گفتم ((شغال بیشه مازندران را .. نگیرد جز سگ مازندرانی)) و در آخر به استحضار عزیزان میرساند صحنه سیاست صحنه جابجایی مهره شطرنج به قصد رسیدن به هدف است نه صحنه احساس در غیر این صورت اولین مخالف  احمدی نژاد اینجانب هست 

۱۳۹۱ مرداد ۲۲, یکشنبه

با کشته شده بیش از 400 نفر از هموطنان در زلزله .تلوزیون در حال پخش خنده بازار است .

باورم نمی شد در حالی که به چگونگی کمک رساندن به هموطنانمان در زلزله فکر میکردم و به دنبال راهی برای کمک رسانی فکر میکردم تلوزیون را روشن کردم تا شاید راهی بهتر برای کمک رسانی پیدا کنم . ناگهان با پخش خنده بازار از کانال سه مواجه شدم .و این در حالی بود که امروز روز  23 ماه  رمضان هم بود و طبیعتا هم نباید برنامه طنزی پخش میشد . و این در حالی است که اگر یکی از دایناسورهای مفتخور قم زمین را از شر وجود خود کم میکرند و یا اگر یک نفر در فلسطین  در حال انفجار اتوبوسی  از  کودکان بی گناه توسط پلیس اسراییل کشته میشد سه شب و سه روز تلوزیون مراسم عزاداری پخش میکرد .  حال به این نتیجه رسیده ام که این حکومت با مردم  سرزمین من شمشیر را از رو بسته است .   آیا لیاقت مردم آذر بایجان بخسی از ایران من این است ؟  آری این حکومت میخواهد نمک به زخم مردم آذربایجان بریزد ولی ما همگی فریاد خواهیم زد هموطن آذری من تسلیت مرا پذیرا باش