.در نظر بگیرید که دانشجویانی که مجوز
تظاهرات از وزارت کشور گرفته اند و با هزاران امید و آرزو به تظاهرات میروند در حالی که موفقیت خود را جشن میگیرند و از
نیروی انتظامی نیز انتظار حمایت دارند ناگهان از طرف چماق به دستان مورد حمله قرار
میگرفتند و دانشجوی نگون بخت با پشتوانه مجوز خود به دامن نیروی انتظامی پناه
میبرد و ناگهان متوجه میشود که در دام گاز
انبری آقای قالیباف گرفتار آمده است . یک دقیقه خود را جای آن دانشجو قرار دهید چه
حس بدی به انسان دست میدهد و آیا به کسی
که چنین نقشه شومی را کشیده است چه عنوانی میتوان داد . آقای قالی باف واقعا که
خیلی کثیف تشریف دارید
۱۳۹۲ خرداد ۱۹, یکشنبه
۱۳۹۲ خرداد ۲, پنجشنبه
جناب رفسنجانی ! این خری که بر بام کرده ای را خود باید پایین بیاوری . (البته اگر راست میگویی )
با جمع بندی تمامی آنچه که در روزهای اخیر بر ایران
و سرنوشت انتخابات گذشت و مسئله مظلومیت
رفسنجانی و فرشته جلوه دادن ایشان از یک طرف میگویم تمام آنچه میگذرد سیاست
است و سیاست پدر و مادر نمیشناسد و از
طرفی به خود طعه میزنم که ای یار دبستانی ! انسانها می توانند تغییر کنند . در
بعضی موارد به گذشته که فکر میکنم میبینم اگر با خود رو راست بوده باشیم در اویل
شورش 57 که به جاری انقلاب به ما غالب کردند تمام مردم ایران را جو گرفت و همه
اشتباه کردند و آنان که میگویند ما نبودیم دورغگویانی بزرگ هستند .کدام از ما به
نسبت سن هایمان در جشنهای 22 بهمن مدرسهایمان را آذین نبستیم و سرود (( دیو چو
بیرون رود فرشته درآید )) را سر ندادیم . پس بزرگترها نیز به همین نسبت میتوانند
جوگیر شده باشندو باگذشت زمان همانطور که ما میتوانیم اینگونه از انقلابمان پشیمان
باشیم دیگران را نیز قابل تغییر بدانیم فراموش
نکنیم که امثال رفسنجانی ها بر موج طنین سرودهای ما سوار شدند و کار را به اینجا رساندند
.ولی شجاعت این است که در حال حاضر بگوییم اشتباه کردیم . جناب رفسنجانی هم از این
فاعده مستثنی نیست . جناب آقای رفسنجانی این ملت را آنقدر در مصیبت و گرفتاری های
اقتصادی غرق کرده اید که دیگر توان هزینه در برابر حکومت را ندارد پس اگر راست
میگویید و معتقد هستید که کشور را سپاهیان و دیکتاتورها اداره میکنند باید پیشقدم
شوید . نه اینکه کنار بنشینید و نظاره گر باشید . آری شما باید در جلو صف قرار
بگیرید و مردم پشت سر شما . چون هم قدرتش را دارید هم امکان پرداخت هزینه اش را و
مردمی که رمقی در بدن ندارند حتما پشت سرتان حرکت خواهند کرد . آری جناب رفستجانی
کاش بیایید و بگویید که انتخاب خامنه ای بعنوان رهبر از جانب خمینی که توسط شما
نقل گردید دروغی بیش نبود . اقای رفسنجانی این خری که بر بام کرده ای را باید خود
پایین بیاوری
۱۳۹۲ اردیبهشت ۲۲, یکشنبه
زخمهای حکومت اکبر بر جامعه ما هنوز خونریزی میکند و ما فکر میکنیم این گرگ با گذشت زمان، بره ای دست آموز شده است و چه ساده لوح است جمعه ما !
آنچه که مسلم است شرکت در
انتخابات ریاست جمهوری امری ساده نیست قطعا برای شرکت یا عدم شرکت در آن چهار سال
فرصت وجود داشت و در این چهار سال نه شخص اکبر بلکه دهها مشاور ایشان در این مورد
به تفکر و تصمیم گیری در این مورد پرداخته اند . پس این سناریو که هنوز تصمیم گیری
نشده و باید در این مورد تفکر شود چه در مورد اسفندیار و چه در مورد اکبر نوعی
فیلم ترکی است که چنار از کنار تپراک بارها رد شده است ولی به هر دلیلی نتواسته
این دو مرغ عاشق به یکدیگر برسند .
و چه جالب است این دو
کانیدا مخالف با یک سناریو هماهنگ شده در آخرین لحظه و هماهنگ با یکدیگر جامعه را
در انتظار نگاه داشته بودند تا جامعه را
به هیجان در آورده و تنور آنتخابات را داغ کنند . و شما پیدا کنید پرتقال فروش را
.
پس فراموش نکنید که این
اکبر همان عالیجناب سرخ پوش است با آن وزارت اطلاعات مخوف و تاریکخانه اشباح . این
اکبر همان کسی است که منفورترین فرد جامعه در انتخابات مجلس بود که در شیرودی مردم
شروع به پاره کردن عکسهایش میکردند . و این سناریوهای سیاسی این جرثومه وحشت است
که او را بزک کرده و به ما به عنوان عروس شب رفاف غالب کرده است . و چه جالب که
هنوز زخمهای حکومت او بر تن جامعه ما التیام نیافته که دوباره عاشق برق تیغ خنجرش
شده ایم . من قبول دارم که انسانها میتوانند تغییر کنند ولی نمیپذیرم گرگ با گذشت
زمان به بره تبدیل خواهد شد
۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۰, سهشنبه
در داخل ایران بودن و رخ به رخ حکومت ایستادن به مراتب اثر گذار تر از نشستن در کشورهای غربی و صحبت از براندازی است
من شخصا فقط به سرنگونی جمهوری اسلامی فکر میکنم و معتقد
هستم جمهوری اسلام یک حکومت جنایتکار است و باید ننگ بودنش از ایران ما پاک شود ولی
از طرفی معتقد هستم که جنبش سبز، چون در ایران
به وجود آمده و پنجه در پنجه حکومت دارد اگر چه صحبت از اصلاحات میکند ولی این خود
نوعی حرکت بازی شطرنج است و چه بسا اصلاحات
اساسی را هم میتوان به سرنگونی ختم کرد و این جنبش فعلا قادر به عنوان کردن هدفی
به نام براندازی نیست زیرا اگر در حال حاضر
هدفش را سرنگونی اعلام کند بلافاصله توسط حکومت قلع و قمح خواهد شد .و اتفاقا باید
این گونه عمل کند . به نظر من در داخل ایران بودن
و رخ به رخ حکومت ایستادن با هر نامی به مراتب اثر گذار تر
از نشستن در کشورهای غربی و صحبت از براندازی است و این را به راحتی میتوان ازهزینه های پرداخت شده از دو گروه تشخیص داد . و این موضوع را باید با گوشت و پوست و استخوان احساس
کرد . باید باشی و احساس کنی که در داخل کشور بودن اگر برانداز هم باشی باید نقاب
اصلاح طلبی به چهره بزنی تا منجی جانت باشی .این را شخصا تجربه کرده ام کدام
براندازی را سراغ دارید که در داخل کشور باشد و به صورت شناخته شده دم از
براندازی بزند .
سخنم از این مقدمه به دوستانی است که جبهه مبارزه را
تقسیم میکنند و ناخواسته و شاید متعصبانه به انشقاق میپردازند این است که تقسیم
بندی هایی چون سبزالهی و اصلاح طلبی و خارج نشین و داخل نشین و سلطنت طلب و .....
چیزی جز برآورده کردن آرزوی جمهوری اسلامی نیست . اتهام زدن به کسانی که قبلا در
حکومت بوده اند و اکنون جدا شده اند و عدم پذیرش آنان در جمع مخالفان از یک طرف
چراغ قرمزی است به آنان که در حکومت هستند و قصد جدایی دارند و از طرف دیگر ضربه
ای مهلک به اپوزسیون است . پس بیایید با هم از افراط و تقسیم بندی در صف مبارزه
پرهیز کنیم و امروز فقط اتحاد را سرلوحه مبارزه قرار دهیم که قطعا روز انتخاب نوع حکومت امروز نیست .
۱۳۹۲ فروردین ۲۷, سهشنبه
آیا وقوع هفته ای یک زلزله در ایران مشکوک نمی باشد . مبادا در زیر کویر لوت آزمایش هسته انجام میشود که به صورت زمین لرزه ثبت میگردد .
وقتی تاریخ زلزله های
ایران را مرور میکنیم می بینیم زلزله در گذشته به فواصل طولانی و حداقل هر 10 سال
یکبار در ایران
اتفاق می افتاد ولی در حال حاضر هر هفته یکبار یک زلزله در کشور ما اتفاق می افتد و البته در این زمینه کارشناسان زمین
شناسی باید نظر دهند ولی آنچه که من با مقایسه وقوع زلزله های گذشته و حال میبینم به شدت این زلزله های را مشکوک و
آنرا ناشی از شیطنت جمهوری اسلامی در زیر کویر لوت میدانم . و به یاد می آورم یکی از روزهای که مقارن با زلزله بم بود
یکی از مشتریان برای خرید فرش به مغازه ما آمده بود . نامبرده معتقد بود دریکی از سازمان های مربوط به آزمایشات هسته
ای کار میکند و قاطعانه میگفت که ایران در زیر کویر لوت به ارتفاع چندین متر بتون کارکرده است و آزمایشات هسته ای را
در زیر کویر لوت انجام میدهد که لرزش حاصل از آن باعث حرکت صفحات زمین و وقوع زلزله خواهد بود و ما حصل آن در
تمام مراکز زلزله نگاری دنیا به صورت زلزله ثبت میگردد . فراموش نمیکنم که در آن زمان هرگز چنین مسئله ای را از نامبرده
نپذیرفتم ولی با وقوع هفته ای یک زلزله در زمان حال و نمایان تر شدن ذات جمهوری اسلامی در این اواخر عجیب به مسئله
فوق مشکوک هستم .
اتفاق می افتاد ولی در حال حاضر هر هفته یکبار یک زلزله در کشور ما اتفاق می افتد و البته در این زمینه کارشناسان زمین
شناسی باید نظر دهند ولی آنچه که من با مقایسه وقوع زلزله های گذشته و حال میبینم به شدت این زلزله های را مشکوک و
آنرا ناشی از شیطنت جمهوری اسلامی در زیر کویر لوت میدانم . و به یاد می آورم یکی از روزهای که مقارن با زلزله بم بود
یکی از مشتریان برای خرید فرش به مغازه ما آمده بود . نامبرده معتقد بود دریکی از سازمان های مربوط به آزمایشات هسته
ای کار میکند و قاطعانه میگفت که ایران در زیر کویر لوت به ارتفاع چندین متر بتون کارکرده است و آزمایشات هسته ای را
در زیر کویر لوت انجام میدهد که لرزش حاصل از آن باعث حرکت صفحات زمین و وقوع زلزله خواهد بود و ما حصل آن در
تمام مراکز زلزله نگاری دنیا به صورت زلزله ثبت میگردد . فراموش نمیکنم که در آن زمان هرگز چنین مسئله ای را از نامبرده
نپذیرفتم ولی با وقوع هفته ای یک زلزله در زمان حال و نمایان تر شدن ذات جمهوری اسلامی در این اواخر عجیب به مسئله
فوق مشکوک هستم .
۱۳۹۱ اسفند ۱۵, سهشنبه
تیتر خبر صالحی مبنی بر رفع تحریمها تفاوت زیادی با متن خبر دارد .لطفا مواظب جیبتان باشد !
دیروز سر
تیتر تمام خبرها مبنی بر برداشتن تدریجی تحریمها بود که علی اکبر صالحی وزیر امور
خارجه نوید آن را داده بود . اما نکته مهم
این خبر این بود که مردم ساده لوح ما که اصولا در روزنامه خواندن و خبر خواندن فقط
تیتر خبر را میخوانندوبر اساس تیتر خبرها تصمیم های بزرگ میگیرند بلا فاصله اقدام
به فروش آن بخش از پس انداز خود که جهت جلوگیری از کاهش ارزش دارایی به دلار و طلا تبدیل شده بود کردند .ناگهان در بازار دلار و طلا افت شدید قیمت پیدا
کرد و شارلاتانهای دولتی که خزانه بانک مرکزی را خالی از ارز میدیدند بلافاصله
اقدام به خرید ارزهای خارجی نزد مردم با قیمت پایین کردند و دوباره قیمت دلار بالا
رفت تا باز هم جیب جماعت ساده لوح را زده باشند و مرم بیچاره را بیچاره تر کرده
باشند .حال آنکه اگر چه تیتر خبر حکایت از برداشتن تحرمها توسط غرب را به ذهن جاری
میکرد ولی متن خبر چیزی جز همان حرفهای قدیمی مبنی بر شناختن راههای دور زدن تحریم
و برداشتن اثر تحریم در اثر راهکارهای به سبک احمدی نژاد بود نه برداشتن تحریم
توسظ قدرتهای بزرگ جهان . حال این سوال در اذهان باقی میماند که این جماعت
تیترخوان چگونه بازیچه دست دولتی ها خواهند شد ؟
۱۳۹۱ اسفند ۱۴, دوشنبه
فراموش نکنیم که احمدی نژاد ما را به مرگ ( دلار 3800 تومان )گرفت تا امروز به تب (دلار 3500 تومان ) هورا بکشیم.
به یاد داریم که در دولت محمد
خاتمی زمانی که صحبت از گران کردن بنزین
از بیست تومان به هشتاد تومان بود عده ای
نماینده های مجلس از یک طرف و برادران ارزشی از طرف دیگر فریاد وا اسلاما سردادند
که ای وای برما مردم ستمدیده این سرزمین
چگونه این تورم فشار اقتصادری را تحمل کنند و نظام اسلامی ما در خطر قرار خواهد گرفت . همه میدانستند که این دفاع از مردم برادران ارزشی و نماینده گان دلال مجلس
حکایت حب علی نبود بلکه از
بغض معاویه چنین فریادی را سردادند . القصه سالهای نه چندان دور، بعد از خاتمی زمانی که احمدی نژاد
بر سر کار آمد و همان
افزایش قیمت را با ضریب هفت برابر
آن انجام داد و تولید و اقتصاد را شخم زد نه تنها از برادران ارزشی و
نماینده های دلال مجلس صدایی بر نخواست
بلکه او را تشویق هم نمودند چون
خود را از آسیبهای آن بری میدیند و خوب میدانستند که این بی نوایان هستند که از
این تورم به نوا خواهند رسید نه آنها . خلاصه اینکه همین ریس جمهور محبوب نرخ دلار را از هشتصد تومان به سه هزارو هشتصد تومان رسانید و باز هم
صدایی نه از رهبر شنید ه شد و نه از آشوب
گران زمان خاتمی . خلاصه خاتمی را با بد و بیراه بدرقه کردیم در حالی که امروزه با کاهش قیمت دلار از سه هزارو
هشتصد تومان تومان به سه هزارو پانصد تومان خوشحالیم . در حالی که فراموش کرده ایم قیمت
واقعی دلارهشتصد تومان است نه سه هزار و
پانصد تومان . النهایه فراموش نکنیم که احمدی نژاد ما را به مرگ (
دلار سه هزارو هشتصد تومان تومان )گرفت تا امروزه به تب (دلار سه هزارو پانصد
تومان )راضی باشیم . و امروز برای کاهش قیمتها هورا بکشیم
اشتراک در:
پستها (Atom)